تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic دانشگاه پیام نور ساوه
 
***\\\گزارش اتفاقات در دانشگاه پیام نور ساوه و دانشگاه های دیگر ایران///***
 

سلام به همه دوستان

این پست به درخواست یکی از دانشجویان مسافر مشهد، گذاشته شده است که با دانشگاه به اردو رفتند و ظاهراْ خیلی بهشان خوش گذشت، ( این خاطره، عیناً و بدون هیچ تغییری گذاشته شده است) بخوانید:

به نام خالق یکتا

یادواره شهدای امسالو که یادتون هست همونی که مثل توپ تو شهر ساوه صدا کرد که پیام نوریها خودی نشون دادنو غوغا کردن. بعد از تمام شدن مراسم که خدا رو شکر خوبم برگزار شد آقای قیصری (رئیس دانشگاه) به بچه­های بسیج شهید همت (همکاران یادواره) قول سفر به مشهد رو به عنوان جایزه دادند البته همه ما اینو می­دونیم که جایزه­های امروزی با اون جایزه­هایی که یادش بخیر قدیمترها بهمون میدادنو تا چند روزی هم تو خماریش میموندیم خیلی فرق کرده فرقشم اینه که الان جایزه هامونو از جیبای خودمون میدن!

 

روز موعود فرا رسید و همگی آماده رفتن شدیم؛ چهارشنبه 19/4/87 ساعت 3 بعد از ظهر با یک اتوبوس که اتفاقاً ولوو بود، ولی ای کاش همون اتوبوس قارقارک خودمون بود. از دانشگاه به سوی مشهد عازم شدیم و با دعای خیر پدرو مادرانمون صبح روز پنج شنبه به مشهد مقدس رسیدیم و بعد از اقامت در هتل؛ زیارت ما هم شروع شد جاتون خالی. شبها که خواب نداشتیم روزها هم که میخواستیم مثلاً استراحت کنیم بعضی­ها نمیگذاشتن و امان از دست اون بعضیها. به هر حال همه چیز خوب بود(؟!) مخصوصاً شب آرزوها که واقعاً جای همه دانشجویان پیام نور ساوه خالی. ما در حرم آقا بودیم و برای رسیدن به آرزوی مشترک همه پیام نوریها(فارغ التحصیلی) بسیار دعا کردیم.

 

 خاطره به یاد ماندنی دیگر این سفر دیدار با جانبازان در آسایشگاه ویژه آنها بود و تلنگری بود برای همه ما که بعضی وقتا یادمون میره خداوند بزرگترین نعمتشو یعنی سلامتیو بهمون ارزونی کرده و ما همچنان ناسپاسیم. با حرف­های قشنگشون معنای واقعی امیدو بهمون یاد دادنو گفتند حالا دیگه نوبت شما جووناست که آینده ایران عزیزمونو بسازید. خودمونیما خیلی مدیونشونیم آخه بخاطر سلامتی ماست که الان  اونا روی ویلچرنو ما......

 

خاطره جالب  دیگه روز ولادت امام جواد(ع)، فرزند گرامی امام رضا(ع) بود که همه ما به طرز باور نکردنی برای ناهار مهمان آقا در حرم شدیم و به قول یکی از مسؤلین، آقا به خاطر تولد گل پسرش بهمون سور داد؛ ناگفته نماند خیلی­ها هم بودند که به دلیل نداشتن فیش غذا نتونستند به این مهمونی بیان. راستی یادم رفت بگم که فیشهای ما رو خادمین حرم دم در اتاقهامون تو هتل آوردن حالا متوجه شدید که چرا باور نکردنی بود بعد از مهمونی وخوندن نماز در حرم؛ ما راهی ساوه شدیم شاید باورتون نشه ولی ما 28 ساعت تو راه بودیمو مسیر 13 ساعته رو یک شبانه روز و اندی در اتوبوس زندانی شدیم و اتوبوس 3 بار پنچر شد پس بیخود نبود که اردوهای دانشگاهمون هرگز با اتوبوس­های پیشرفته و کولردار برگزار نمی­شد راست میگن صلاح مملکت خویش خسروان دانند آخه مسئولینمون می­دونن که امکانات پیشرفته با مزاج ما پیام نوریهای سازگار نیست. از من به شما نصیحت یه وقت سوار ولوهای پیام نور نشیدا که به عاقبت منو دوستام دچار میشید(همگی با کفش رفتیمو با دمپایی برگشتیم) چون پاهامون  ورم کرده بودو دیگه تو کفشامون نمی­رفت و ما هم با تیپی متفاوت پا به ساوه گذاشتیم.(خدا رو شکر که دمپایی داشتیم وگرنه...)

 

به امید سفر بعدی با دوستان عزیزم اما نه با ولو که صبر ایوب میخواهدو عمر نوح که من از آنها به دورم

  

  نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 20  توسط يار دانشجويان  | 

پدرم، روزت مبارک

میلاد پربرکت و نورانی آقا امیرالمومنین (ع) و روز پـــدر به همه­ی پدران ایرانی تبریک می­گویم مخصوصاً پدر خودم که برای همیشه­ی عمر مدیون و دست بوسش هستم، شاید فرزند خوبی برایش نبودم ولی همیشه دوستش دارم.

حتی به بوسه ای، دل پر مهرو عطوفت او را شاد نماییم و برق شادمانی را در چشمانش به نظاره بنشینیم ...

پدر
باشد که مقبول افتد...

 

***************************************

 

هفت شهر عشق را عطار گشت، ما...هنوز...

گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد             یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه

خلوت کردن با خدا در روزهای مقدس و مکانی مقدس.

شنیدن کی بود مانند دیدن، امسال هم نتونستم این حس را تجربه کنم، راست می­گن حلوای  تن تنانی تا نخوری...

 اعتکاف

خداحافظ اعتکاف

 

*******************************************

 

خسرو شکیبایی برای همیشه به خانه­ای سبز سفر کرد

خسرو شکیبایی

خسرو شکیبایی، دارفانی را وداع گفت.این بازیگر توانمند سینمای ایران، مقارن ساعت 9 صبح روز جمعه 28/4/87 در تهران درگذشت .شکیبایی از عارضه قلبی رنج می برد و در بیمارستان پارسیان بستری بود. این هنرمند هنگام درگذشت64 ساله بود. او در طول زندگی هنری خود دهها جایزه از جشنواره های داخلی و خارجی برده بود.

خسرو شکیبایی و آیت الله هاشمی رفسنجانی

یار دانشجویان و دانشگاه پیام نور ساوه درگذشت این هنرمند را به خانواده آن مرحوم ، جامعه هنری و مردم ایران تسلیت می گوید.

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 22  توسط يار دانشجويان  | 

شب آرزوها، لیلة الرغایب

             فرزاد حسنی شب آرزوها

معمولاً هر وقت حرف از آرزو می­شود، در ذهن این تصور پیش می­آید که آرزو چیزی دست نیافتنی و محال است، ولی حقیقت این است که هر کسی برای خود آروزهایی را در سر می­پرواند که خیلی از آنها محقق می­شود مانند کار، همسر، خانه، دانشگاه، موقعیت اجتماعی و ...

سه یا چهار سالی هست که اولین شب جمعه ماه رجب را به این نام می­شناسیم البته این شب در دین ما همشه شب آرزوها یا لیلة الزغایب بود، اما چند سالی است که به صورت همه گیری رواج پیدا کرده است و اگر زنده شدن دوباره این شب را به نام فرزاد حسنی بزنیم کار بی­جایی و بی­راهی انجام نداده­ایم.

هر سال شب آرزوها برای هر کسی، با آرزوهای مختلفی همراه است، مثلاً من سال قبل آرزویی داشتم که به آن رسیدم (چون شخصی است نمی­گم) و امسال هم آرزوی داریم که امیدوارم به آن برسم (این هم شخصیه، شرمنده) اما نباید از یاد ببریم که سرآمد همه آرزوهایمان باید ظهور آقا امام زمان(عج) باشد که با ظهور حضرت ایشان تمام آروزهای دست یافتنی و دست نیافتی­مان رنگ حقیقت به خود خواهد گرفت.

 

*برای سلامتی و ظهور حضرت حجت، صلوات*

ناگفته­های متن:

·          سؤال: شما در شب آرزوها چه آرزویی داشتید؟

·          سؤال:نقش فرزاد حسنی، در احیای دوباره شب آرزوها را چقدر می­دانید؟

  نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 14  توسط يار دانشجويان  | 

زمان حذف و اضافه ترم تابستان

تاریخ: 25/4/87  الــــی 27/4/87

لینک آدرس سایت:http://reg.pnu.ac.ir/

  نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 13  توسط يار دانشجويان  | 

گر مرا خواهی...

بايد خريدارم شوي، تا من خريــــــــدارت شوم

وزجان و دل يارم شوي، تا عاشق زارت شوم

من نيســــــتم چون ديگران،بازيچه بازيگران

اول به دام آرم ترا، وآنــــــگه گرفتارت شوم

رهی معیری

***************

"شعر عرفانی "

صیـــــاد دل

اين طرف مشتی صدف ، آنجا كمی گل ريخته است

 موج ، ماهی های عاشق را به ساحل ريخته

بعد از اين در جام ما تصوير ابر تيره ای است

بعد از اين در جام دريا ، ماه كامل ريخته است

مرگ حق دارد كه از ما روی برگردانده است

زندگی در كام ما مرگ هلاهل ريخته

هر چه دام افكندم ، آهوها گريزان تر شدند

حال ، صدها دام ديگر در مقابل ريخته

هيچ راهی جز به دام افتادن صياد نيست

هر كجا پا می گذارم دامنی دل ريخته

عارفی از نيمه راه تحير بازگشت

گفت: خون عاشقان منزل به منزل ريخته

شاعر؟

منبع: اینترنت

  نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 19  توسط يار دانشجويان  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM